محاسبهگر حد ضرر ATR و اندازه موقعیت
ATR نشان میدهد دارایی در تایمفریم شما معمولاً چقدر حرکت میکند. این ابزار آن نوسان را به یک فاصلهی قابلتکرار برای حد ضرر تبدیل میکند و بعد، با درنظرگرفتن کارمزد و اسلیپیج، حجمی را میسازد که زیان برآوردی آن در صورت اجرای نزدیک حد ضرر در بودجهی ریسک شما بماند. ATR سیگنال ورود نیست؛ فقط مقیاس حرکت بازار است.
نتیجه
- حد ضرر محاسبهشده
- —
- ارزش موقعیت
- —
- بودجهی کل ریسک
- —
- فاصله تا حد ضرر
- —
- هزینهی تخمینی اجرا
- —
- سهم ارزش موقعیت از حساب
- —
ATR دقیقاً چه مشکلی را حل میکند؟
حد ضرری که فقط با یک درصد ثابت، مثلاً ۱٪، زیر ورود قرار بگیرد به زبان بازار گوش نمیدهد. یک دارایی ممکن است در ۱۵ دقیقه بهطور عادی ۰٫۸٪ حرکت کند و دارایی دیگر فقط ۰٫۲٪. حد ضرر ۱٪ برای اولی ممکن است در نویز طبیعی بازار فعال شود، درحالیکه برای دومی بیش از حد دور باشد.
شاخص «میانگین دامنهی واقعی» یا ATR جهت را پیشبینی نمیکند. فقط میپرسد «دامنهی معمول حرکت در این تایمفریم چقدر است؟». به همین دلیل، استفاده از آن برای فاصلهگذاری منطقی است، نه برای انتخاب جهت معامله.
تایمفریم ATR باید با تصمیم شما یکی باشد
ATR یکساعته و ATR روزانه دو عدد هممعنا نیستند. اگر ورود و نقطهی باطلشدن تحلیل را روی نمودار ۱۵ دقیقه میسازید، ATR هم باید از همان تایمفریم بیاید. وارد کردن ATR روزانه در یک اسکلپ ۱۵ دقیقهای معمولاً حد ضرری آنقدر دور میسازد که حجم خروجی بیمعنا میشود.
دورهی محاسبه هم مهم است. ATR دورهی ۱۴ یعنی میانگین دامنهی واقعی ۱۴ کندل اخیر. این عدد به شوک تازه سریع واکنش میدهد، اما هنوز بخشی از رژیم قبلی نوسان را هم در خود دارد. پس بعد از یک شوک بزرگ، عدد ATR لزوماً «عادی جدید» نیست.
فرمول از فاصله تا حجم
stop distance = ATR × multiplier risk budget = account equity × risk% units = risk budget ÷ (stop distance + fees per unit + slippage allowance)اگر ATR برابر ۹۰۰ و ضریب برابر ۲ باشد، فاصلهی خام حد ضرر ۱٬۸۰۰ واحد قیمت است. برای لانگ این مقدار از ورود کم و برای شورت به ورود اضافه میشود. اما حجم صرفاً از تقسیم بودجه ریسک بر ۱٬۸۰۰ به دست نمیآید؛ کارمزد ورود، کارمزد خروج و برآورد اسلیپیج هم باید از همان بودجه پرداخت شوند.
ساختار بازار اول است، ATR دوم
حد ضرر باید نقطهای باشد که رسیدن قیمت به آن، ایدهی معامله را باطل میکند. مثلاً پایینتر از یک کف ساختاری، نه دقیقاً در فاصلهی ۲ ATR. کاربرد حرفهای این است که ابتدا ابطال ساختاری را پیدا کنید، سپس ببینید فاصلهی آن با ATR معقول است یا نه.
اگر نقطهی ابطال فقط ۰٫۳ ATR از ورود فاصله دارد، معامله احتمالاً در معرض نویز عادی است. اگر ۵ ATR دور است، ممکن است ورود دیر باشد یا نسبت ریسک به بازده دیگر ارزش نداشته باشد. ابزار بهجای شما این تصمیم را نمیگیرد.
روال کاری پیش از زدن دکمهی خرید یا فروش
- تایمفریم تصمیم و عدد ATR همان تایمفریم را ثبت کنید.
- نقطهی ابطال ساختاری را مشخص و فاصلهاش را با ATR مقایسه کنید.
- درصد ریسک را قبل از دیدن حجم خروجی انتخاب کنید.
- کارمزد و اسلیپیج را با دادهی واقعی بازار و حجم خودتان وارد کنید.
- حجم خروجی را با محدودیت سرمایه، حداقل سفارش و نقدشوندگی تطبیق دهید.
محدودیتهایی که در عدد خروجی دیده نمیشوند
- ATR گپ و شوک آینده را نمیداند. اسلیپیج واقعی ممکن است بیشتر از برآورد شما باشد.
- عدد ATR به منبع نمودار و نحوهی محاسبه وابسته است. اختلاف کوچک بین پلتفرمها طبیعی است.
- اسلیپیج یک برآورد است. عمق دفتر سفارش، اندازهی موقعیت و سرعت بازار آن را عوض میکند.
- محاسبهگر همبستگی پوزیشنها را نمیبیند. چند معاملهی همجهت ممکن است در عمل یک ریسک واحد باشند.